تبلیغات
جهاد اقتصادی با اقتصاد مقاومتی
آقای هاشمی! از مغالطه تحریف استفاده نکنید

آقای هاشمی! از مغالطه تحریف استفاده نکنید*

 قاسم روان‌بخش

در میان انواع مغالطات یکی از شایع‌ترین آن‌ها مغالطه تحریف است. مغالطه تحریف آن است که برای اثبات مدعای خود از سخنان ناقص و نیمه تمام یا تغییر یافته شخصیتی استفاده کنیم و خواسته یا ناخواسته خواننده و شنونده را به اشتباه بیندازیم. در حالی که اصل سخنان آن شخصیت بر خلاف ادعای ما صراحت دارد.

آقای هاشمی!

در دو هفته گذشته جنابعالی درچندین مورد نسبت به سخنان و مواضع حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری مرتکب این مغالطه شده‌اید که از مثل شماکه خود را تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی معرفی می‌کند، بسیار بعید به نظر می‌رسید و نوشته‌های شما را که در روز شمار انقلاب می‌نویسید از اعتبار می‌اندازد. در این‌جا به چند مورد از این نوع مغالطه می‌پردازیم و امیدواریم که خود جنابعالی طی بیانیه‌ای به جبران آن بپردازید و از تکرار آن نیز خودداری کنید.

1. در جوابیه‌ای که به نام دفتر مجمع تشخیص مصلحت در پاسخ به بیانات نماینده تهران آقای حمید رسایی به هیأت رئیسه مجلس فرستاده شد و بخش‌هایی از آن نیز در صحن علنی مجلس قرائت شد دو تحریف آشکار نسبت به سخنان مقام معظم رهبری وجود دارد؛

*از آنجایی که در آستانه سالگرد ماجرای روز بصیرت افزایی با محوریت دفاع همه جانبه از ولایت امر مسلمین جهان و تجدید میثاق با ولایت مطلقه فقیه باید بیش از پیش مورد توجه و دقت نظر خواص باشد

متاسفانه مواضع نامشخص شخص آقای هاشمی برای نسل جوان کشور مورد سوال بوده که مطالعه مقاله فوق تا حدودی پاسخ مناسبی را در این رابطه بدست می دهد.

آقای هاشمی! از مغالطه تحریف استفاده نکنید*

در میان انواع مغالطات یکی از شایع‌ترین آن‌ها مغالطه تحریف است. مغالطه تحریف آن است که برای اثبات مدعای خود از سخنان ناقص و نیمه تمام یا تغییر یافته شخصیتی استفاده کنیم و خواسته یا ناخواسته خواننده و شنونده را به اشتباه بیندازیم. در حالی که اصل سخنان آن شخصیت بر خلاف ادعای ما صراحت دارد.

آقای هاشمی!

در دو هفته گذشته جنابعالی درچندین مورد نسبت به سخنان و مواضع حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری مرتکب این مغالطه شده‌اید که از مثل شماکه خود را تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی معرفی می‌کند، بسیار بعید به نظر می‌رسید و نوشته‌های شما را که در روز شمار انقلاب می‌نویسید از اعتبار می‌اندازد. در این‌جا به چند مورد از این نوع مغالطه می‌پردازیم و امیدواریم که خود جنابعالی طی بیانیه‌ای به جبران آن بپردازید و از تکرار آن نیز خودداری کنید.

1. در جوابیه‌ای که به نام دفتر مجمع تشخیص مصلحت در پاسخ به بیانات نماینده تهران آقای حمید رسایی به هیأت رئیسه مجلس فرستاده شد و بخش‌هایی از آن نیز در صحن علنی مجلس قرائت شد دو تحریف آشکار نسبت به سخنان مقام معظم رهبری وجود دارد؛

الف. سخنان رهبر معظم انقلاب در سال 76

در بخشی از جوابیه آمده است"رهبری معظم انقلاب هم درست در پایان 8سال دوره ریاست‌جمهوری ایشان در پای صندوق رأی با صراحت هرچه تمام‌تر فرمودند هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود." این در حالی است که اصل ماجرا که فیلم آن نیز موجود است این بود؛ به هنگام رای دادن، خبرنگار از ایشان پرسیدحضرتعالی به‌عنوان رهبر و ولی امر مسلمین و همچنین به‌عنوان یك شهروند مسلمان كه حق رأی دارید، توقّعتان از آقای رئیس جمهور، برای آینده كشورمان چیست؟ معظم له ابتدا آن‌چه مورد توقعشان بود را بیان فرمودند و سپس افزودند: "من قبلاً هم گفته‌ام: هركس كه امروز، ان‌شاءا... رأی بیاورد و نامش از این صندوق‌ها بیرون بیاید، من با او همان طور رفتار خواهم كرد كه در هشت سال گذشته باآقای رئیس جمهور، جناب آقای هاشمی رفسنجانی رفتار كرده‌ام. البته خوب؛ برای شخص من،هیچ كس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد؛ اما امیدواریم برای ملت بشود و بتواند برای كشور همان طور شخصیتی باشد و همان طور تلاشی بكند و بلكه بیش‌تر و بهتر؛ چون باب رحمت الهی واسع است"(سایت رهبری، دوم خرداد 76).

توجه به این نکته لازم است که این مصاحبه به هنگام رای دادن بوده است و مقایسه ایشان نیز با نامزدهای آن روز یعنی آقایان ری شهری، ناطق، زواره‌ای و خاتمی است. ثانیاً ایشان می‌فرماید برای "شخص من" هیچ کس هاشمی نخواهد شد. این نکته ناظر به رفاقت 50 ساله با ایشان است. ثالثاً(جواب اصلی این است) همان‌گونه که امام فرمودند میزان وضع فعلی افراد است نه گذشته افراد؛ مقام معظم رهبری نیز همان عبارت امام(ره) را به گونه دیگری بیان می‌کنند و می‌فرمایند: "نكته اساسی دیگر در مورد خط امام و راه امام این است كه امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال كنونی اشخاص باشد. گذشته اشخاص، مورد توجه نیست.گذشته مال آن وقتی است كه حال فعلی معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند وبگوید: خوب، قبلاً این‌جوری بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلی اشخاص درنقطه مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر كارایی ندارد. این همان قضاوتی بود كه امام امیرالمؤمنین(ع) با جناب طلحه و جناب زبیر كرد. شماباید بدانید طلحه و زبیر مردمان كوچكی نبودند. جناب زبیر سوابقی درخشان دارد كه نظیر آن را كم‌تر كسی از اصحاب امیرالمؤمنین داشت.اما امیرالمؤمنین با این‌ها چه كرد؟ جنگید. امیرالمؤمنین از مدینه لشكر كشید، رفت طرف كوفه و بصره، برای جنگ با طلحه و زبیر. یعنی آن سوابق محو شد، تمام شد. امام ملاكش این بود، معیارش این بود. بعضی‌ها با امام از پاریس تو هواپیما بودند و آمدندایران؛ اما در زمان امام به‌خاطر خیانت اعدام شدند! بعضی‌ها از دورانی كه امام درنجف بود و بعد كه به پاریس رفت، با ایشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم موردتوجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار این‌ها، موضعگیری‌های این‌ها موجب شد كه امام این‌ها را طرد كرد، از خودش دور كرد. میزان، وضعی است كه امروز بنده دارم. اگر خدای نكرده نفس اماره و شیطان، راه را در مقابل من منحرف كردند، قضاوت چیز دیگری خواهدبود. مبنای نظام اسلامی این است و امام این جوری عمل كرد." معظم له سپس در بخش دیگری از سخنانشان علایم هشدار دهنده‌ای را برای شناخت خواص ارائه فرمودند که جای تامل دارد"با این روشی كه امام در پیش گرفته بود و در گفتار و كردار او منعكس بود، نمی‌شود انسان خود را در خط امام بداند، دنباله‌روِ امام بداند، اما با كسانی كه صریحاًپرچم معارضه با امام و اسلام را بلند می‌كنند، خودش را در یك جبهه تعریف كند.نمی‌شود قبول كرد كه آمریكا و انگلیس و سیا و موساد و سلطنت‌طلب و منافق بر روی یك محوری توافق كنند، حول یك محوری جمع بشوند، بعد آن محور باز ادعا كند كه من خط امامم! این نمی‌شود، این قابل قبول نیست.

نمی‌شود با هر كس و ناكسی ائتلاف كرد.باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعی می‌گیرند. اگر دیدیم مواضع ما جوری است كه آمریكای مستكبر، صهیونیست غاصب، مزدوران قدرت‌های گوناگون، مخالفین ومعاندین امام و اسلام و انقلاب از ما تجلیل می‌كنند، احترام می‌كنند، بایستی درمواضع‌مان شك كنیم؛ باید بدانیم كه راه درست و مستقیم را نمی‌رویم. این معیار است، این یك ملاك است. امام هم بارها بر همین تكیه می‌كرد. امام می‌فرمود - در نوشته‌جات امام وجود دارد، در اسناد قطعی فرمایشات امام این هست - كه اگر از ما تعریف كردند، بدانیم كه خیانتكاریم. این خیلی مهم است".

آقای هاشمی!

آیا تعریف و تمجیدهای رسانه‌های دشمن از شخص جنابعالی و کف زدن‌های ممتد آن‌هابرای خود و برخی اعضای خانواده‌تان و دوستانتان را در فتنه 88 فراموش کرده‌اید؟! آیا با وجود این کدها باز هم می‌توانید ادعا کنید که دیدگاه رهبری نسبت به شما این است که هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود؟!

ب. تحریف سخنان رهبری در نماز جمعه 29 خرداد88

دفتر جنابعالی در بخشی از این جوابیه آورده است "در همین زمینه به خطبه‌های نماز جمعه ولی‌امر مسلمین درباره آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی توجه فرمایید: آقای هاشمی را همه می‌شناسند؛ من شناختم از ایشان به بعد از انقلاب و مسوولیت‌های بعد از انقلاب نیست؛ من ازسال 1336 یعنی 52سال پیش ایشان راازنزدیک می‌شناسم؛آقای هاشمی از اصلی‌ترین افراد نهضت در دوران مبارزه بود؛ از مبارزان جدی و پیگیر قبل از انقلاب بود و بعد از پیروزی انقلاب هم از مؤثرترین شخصیت‌های جمهوری اسلامی ایران در کنار امام(ره) بود و بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز حضور داشت. بارها این مرد تا مرز شهادت پیش رفته است؛ قبل از انقلاب اموال خود را صرف انقلاب می‌کرد و به مبارزین می‌داد؛ خوب است که جوانان این‌ها را بداند؛ بعد از انقلاب ایشان مسؤولیت‌های زیادی داشت، هشت سال رئیس‌جمهور بود و قبلش رئیس مجلس بود و بعد مسؤولیت‌های دیگری داشت و در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش یک اندوخته‌ای از این انقلاب درست کرده باشد؛ این‌ها حقایقی است که باید دانست."

مع الاسف جنابعالی نخواسته‌اید ادامه سخنان مقام معظم رهبری که به ضررتان بوده است را نقل کنید! معظم له در ادامه آن سخنان که همه فعل‌هایش به صورت ماضی بود این‌گونه می‌فرمایند: "من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم، كه طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فكر كنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه مسائل خارجی اختلاف نظر دارند، هم در زمینه نحوه اجرای عدالت اجتماعی اختلاف نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیك‌تر است."

تحریف سخنان و مواضع امام(ره)

آقای هاشمی!

جنابعالی در دیدار با جمعی از اعضای انجمن اسلامی ادوار دانشگاه‌های تهران و تبریزبه تعریف و تمجید از دوران ریاست جمهوری خود پرداخته و برای اثبات طرح تشکیل دولت وحدت ملی، به حضرت امام(ره) نسبتی داده‌اید که تحریف آشکار سخنان و مواضع معظم له است. شما در این دیدار گفته‌اید"در هیچ دوره از انقلاب و نظام اسلامی بنا نبود که نیروهایی که قصد خدمت داشتند، علی‌رغم اختلاف سلایق آرا حذف شوند، بلکه هنر حضرت امام و انقلابیون، حفظ همه نیروهای در صحنه بود مگر اینکه بر ضد انقلاب و نظام، دست به اسلحه ببرند و چنین شد که گروه‌هایی نظیر منافقین و فدائیان خلق از صحنه انقلاب حذف و نیروهای چپ و راست و متعادل‌ها حفظ و با مدیریت بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب تا پایان دولت اصلاحات حفظ شدند."

آقای هاشمی!

شما در این‌جا اظهار کرده‌اید که حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب فقط کسانی مانند منافقین و چریک‌های فدایی خلق که دست به اسلحه برده‌اند را حذف کرده‌اند ولی همه نیروهای چپ و راست و متعادل‌ها را حفظ کرده‌اند و دولت خودتان را نیز بهترین نمونه دولت وحدت ملی که همه سلایق سیاسی در آن حضور داشته‌اند معرفی کرده‌اید. به‌راستی آیا آقای منتظری و گروهک‌هایی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی سلاح به دست گرفته بودند و با نظام جنگیده بودند که توسط حضرت امام(ره) برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف شدند؟ امام(ره) درباره نهضت آزادی مطالب زیادی فرموده‌اند ولی صریح‌تر از همه، بیانات ایشان در پاسخ به نامه آقای محتشمی‌پور است که می‌فرمایند: " نهضت به اصطلاح آزادی، صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانون گذاری یا قضایی را ندارد و ضرر آن‌ها، به اعتبار آن‌که متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل‌های جاهلانه، موجب فساد عظیم ممکن است بشوند؛ از ضرر گروه‌های دیگر، حتی منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان بیش‌تر و بالاتر است...نتیجه، نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از كسانیكه بی‏اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند می‏گردند، باید با آن‌ها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند"(صحیفه نور،ج‏20،ص483) درباره عزل منتظری نیز امام(ره)می‌فرمایند: "....از آن‌جا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از كانال آن‌ها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید."(ج21، ص330، نامه 6/1/68)

برای این‌که معیار فکر امام و خط امام(ره) را خوب بشناسیم خوب است به سخنان مقام معظم رهبری در خرداد 89 در حرم امام(ره) بیش‌تر بیندیشیم. ایشان درباره امام(ره) می‌فرماید: "امام دشمنی شخصی با كسی نداشت. اگر كدورت‌های شخصی‌ای هم بود، امام زیر پا می‌گذاشت؛ اما دشمنی به‌خاطر مكتب، برای امام بسیار جدی بود. همان امامی كه از اول شروع نهضت در سال 1341 روی توده مردم، انواع و اقسام افكار گوناگون درمیان مردم، این جور آغوش باز كرده بود، مردم را از اهل هر قومی، از اهل هر گروه ومذهبی، با آغوش باز می‌پذیرفت، همین امام در اول انقلاب یك مجموعه‌هایی را از خودطرد كرد. كمونیست‌ها را صریح طرد كرد. آن روز برای خیلی از ماها كه در اول انقلاب دست‌اندركار مبارزه بودیم، این كار امام عجیب بود. در همان اوائل انقلاب، امام صریح در مقابل كمونیست‌ها موضع‌گیری كرد و این‌ها را از خودش جدا كرد. در مقابل لیبرال‌مسلك‌ها و دلباختگان به نظام‌های غربی و فرهنگ غربی، امام قاطعیت نشان داد؛این‌ها را از خود دور كرد، از خود جدا كرد؛ هیچ رودربایستی و ملاحظه‌ای نكرد. مرتجعین را - كسانی كه حاضر نبودند حقائق الهی و روح قرآنی احكام اسلامی را قبول كنند و تحول عظیم را بپذیرند- از خودش طرد كرد. امام بارها مرتجعین را با تعبیرات سخت و تلخ محكوم كرد، از خود دور كرد. در تبرّی از افرادی كه در دائره فكری ومبانی اسلامی او قرار نمی‌گرفتند، امام تأمل نكرد؛ در حالی كه با آن‌ها هم دشمنی شخصی نداشت.

شما ملاحظه كنید به وصیتنامه امام؛ امام در همین وصیتنامه خطاب می‌كندبه كمونیست‌هایی كه در داخل جنایت كرده بودند و به خارج كشور گریخته بودند. لحن امام را ملاحظه كنید. به این‌ها می‌گوید: شما داخل كشور بیایید و مجازاتی را كه قانون وعدالت برای شما می‌گذارد، تحمل كنید و مجازات شوید. یعنی بیایید اعدام را یا حبس را یا سایر مجازات‌ها را تحمل كنید، برای این‌كه خودتان را از عذاب الهی و نقمت الهی نجات دهید. با این‌ها دلسوزانه حرف می‌زند. می‌فرماید: اگر شهامت این را هم ندارید كه بیایید مجازات خودتان را قبول كنید، لااقل آن‌جا كه هستید، راهتان را عوض كنید، توبه كنید؛ با ملت ایران، با نظام اسلامی، با حركت اسلامی مقابله نكنید؛ برای قدرتمندان و زورگویان، پیاده‌نظام نباشید. امام دعوای شخصی ندارد؛ اما در دائره مكتب،با قاطعیت كامل، جاذبه و دافعه خود را اعمال می‌كند. این یك شاخص عمده از زندگی امام و مكتب امام است. تولّی و تبرّی در عرصه‌ سیاست هم باید تابع تفكر و فكر ومبانی اسلامی و مذهبی باشد؛ این‌جا هم باید انسان ملاك و معیار را این قرار بدهد؛ببیند خدای متعال از او چه می‌خواهد."

آقای هاشمی!

نکته دیگر این‌که شما در قضاوتی غیر منصفانه، مواضع مقام معظم رهبری را تحریف کرده این‌گونه وانمود می‌کنید که ایشان تا پایان دولت اصلاحات از همان مشی حضرت امام(ره) پیروی می‌کرده و اجازه حضور همه سلایق و جریانات سیاسی در عرصه کشور می‌داده‌اند ولی از پایان دولت اصلاحات به بعد تغییر مشی داده و به عبارتی از مشی و منش حضرت امام(ره) فاصله گرفته‌اند!

خوب است توجه داشته باشید همان‌گونه که اشاره شد، اولاً: مشی و منش امام(ره) آن‌گونه نیست که شما آن را ترسیم کرده‌اید؛ شاید اگر امام(ره) زنده بود برخوردی مشابه و یا حتی شدید‌تر از آن‌چه با منتظری و نهضت آزادی صورت گرفت با دوستانتان که در فتنه 88 نقش آفرینی کرده‌اند انجام می‌داد. زیرا مقایسه تحرکات نهضت آزادی با فتنه‌گران88 و مقایسه حمایت‌های آقای منتظری از جریان مهدی هاشمی و منافقین با حمایت‌های شما از فتنه‌گران 88 که مقام معظم رهبری آن را فتنه عمیق خواندند گواه بر این مدعاست. در عین حال در آن ماجرا مهدی هاشمی اعدام و منتظری از قائم مقام رهبری عزل شد و در این ماجرا سران فتنه در سایه رأفت مقام معظم رهبری که بر حسب مصالحی صورت گرفت فقط در حصر خانگی قرار گرفتند وجنابعالی نیز مجدداً به‌عنوان ریاست مجمع تشخیص مصلحت منصوب شدید. به راستی آیا این به معنای حذف سلایق و جریانات از عرصه سیاسی کشور است؟

ثانیا: اگر حذفی صورت گرفته باشد مقصر رهبری است یا گروه‌ها و جریاناتی که در فتنه88 نقش آفرینی کرده‌اند؟ به راستی در کجای دنیا به کودتاگران و براندازان جایزه می‌دهند و در انتخابات بعدی آن‌ها را برای تصدی پست‌های مهم کشور دعوت می‌کنند؛ که انتظار دارید در انقلاب ایران چنین چیزی اتفاق بیفتد؟! بی‌تردید همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند فتنه‌گران و حامیان آن‌ها از چارچوب نظام اسلامی خارجند و بر این اساس همانند نهضت آزادی حق ورود در هیچ عرصه‌ای از عرصه‌های نظام را ندارند.




طبقه بندی: انحراف بعضی خواص، فرهنگی،
برچسب ها: انحراف بعضی خواص، تحریم، تحریف، آقای رفسنجانی،

(function (d) {var url = location.protocol+'//api.sabavision.com/pox/poxjs.js';d.write('